خیلی دلم تنگ برات

زبس به یاد تــــو هــر شب خـــدا خـــدا کردم
بـــه بارگاه خـــدا محشــری به پــــا کــــــردم
بیاد دامنت افتـــــــادم چـــــــو طفـــل یتیـــــــم
ســری به زانـــوی غم بـــرده گــریه ها کـردم

ديشب من از فراقش بسيار گريه كردم
![]()
خاموش با نگاهي تب دار گريه كردم
![]()
اول بهانه كردم داغ جداييش را
![]()
وانگه به ياد رويش صد بار گريه كردم

ز غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من. که او در سینه قلب ندارد
غلط است هر که گوید
دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد
دل او خبر ندارد !!










دستهایم برایت شعر مینویسد
اما تو هرگز نخواهی خواند
ولی تو هرگز نخواهی دید
نه! تو هرگز مرا نخواهی فهمید
و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت
و باز تو مرا درک نخواهی کرد.!!











هرشب در خواب چشمانت هزار تا گل می چيدم
هرجا که پا می گذاشتم فقط تو را مي ديدم
دنیا چقدر زیبا بود مثل يک خواب و رويا 
شادی کنار ما بود نام تو بود روی لب ها
حالا از تو چی مانده بجز عکس روی طاقچه
بجز يک دنیا غم و گل خشکی در بین کتابچه
چشمام به در خيره می ما ند تا که تو برگردی به خانه
اما دلم باور نداره می خوام فراموشت کنم
آتش گرفته اين دلم می خوام که خاموشت کنم
در آسمان عشقم يک سايه بانی است دل
فريادي از درونم يک احساس شکسته
بگذار که از سکوتت تنهايي جان بگيره
بدست اين ترانه دلم آرام بگيره
وقت غروب خورشيد برق نگاه خورشيد
در بستر وجودم عطر تنت را پاشيد
قصه ما چه تلخ بود از آغازش سفر بود
برو تو ای بی وفا یک عشق زودگذر بود


در خیالت مثل من پرواز کن.gif)
تو خود عشقی مرا آغاز کن .gif)
سرزمین آرزوهایت کجاست ؟.gif)
آمدم در را برویم باز کن .gif)
عشق را با قلب من دمساز کن.gif)
عشق تو یک اتفاق ساده نیست.gif)

با نگاهت باز هم اعجاز کن.gif)
خلوتم را پر کن از حسی غریب.gif)
من خریدار تو ام ، پس ناز کن.gif)
با من از ناگفته ها حرفی بزن.gif)
دیگر ای آرام جان لب باز کن.gif)
من به یادت این غزل را ساختم .gif)
این سکوت تلخ را آواز کن.gif)
.gif)




غروب عقل را در جاي جاي شهر مي بينم كبوتر با كبوتر در قفس از صلح در گيرند شمار تيغها از سينه ها
افزون قطار بنگ در هركوچه اي پيداست قناري ها همه از روي عادت شاد مي ميرند













یه دل ساده می خوام ، مثل آسمون یه رنگ





























